«وقتی در تهران بنا بر آمارهای رسمی بیشترین میزان جرایم اجتماعی، روزه خواری، طلاق، اعتیاد و ... ثبت شده، بدین معناست که این شهر بیشترین فاصله از فرهنگ اصیل دینی و انقلابی را برای خود ثبت کرده و به همین میزان طبیعی است که در چنین شهری به جای افرادی که نخستین وجهه آنها در افکار عمومی شهرت آنها به دیانت و گفتمان انقلاب اسلامی است، چهره هایی وارد مجلس شوند که در افکار عمومی بیشترین فاصله را با این معیارها و مفاهیم دارند.
...
این بدین معناست که اصولگرایان در تهران انتخابات را نه به خاطر لیست سیاسی یا شعارهای انتخاباتی، بلکه به خاطر غلبه پیدا کردن فرهنگ و سبک زندگی غربگرایانه، شبه مدرنیستی باختند.»
نوع دیگری در این تحلیل انحرافی و نادرست را می توان در سخنان حسین مرعشی از چهره های اصلی کارگزاران دید.
وی در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا در واکنش به رای مردم در سراسر کشور می گوید: "اکنون میتوان شاخص توسعه سیاسی ایران در تهران را 100، در مراکز استانها 50 و در شهرستانها 30 در نظر گرفت. ظرف 10 سال آینده توسعهیافتگی سیاسی به سراسر ایران سرایت میکند و مردم میآموزند به جای تکیه بر شناخت خود به سمت انتخاب بستههای سیاسی پیش بروند."به عبارت ساده تر وی رای مرم (به جز تهران ) را ناشی از عقب ماندگی و توسعه نیافتگی میداند. به همین دلیل اظهارات وی نیز نوعی توهین به مردم تلقی شد.
این اظهار نظرها از دو منظر عجیب است؛ اولی از حیث نوع و جنس نگاه به مردم و دومی استدلال و ادعاهایی که خلاف آمار و ارقام است.
اول- صاحبان این دیدگاهها از یک سو فراموش کرده اند که «میزان رای ملت است» یعنی چه؛ میزان رای ملت است چه با ما باشد و چه بر ما باشد، میزان رای ملت است چه به اصول گرایان باشد، چه به اصلاح طلبان و چه به جریان های دیگری که در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند، میزان رای ملت است، چه دیروز، چه امروز و چه فردا. برخی گمان کرده اند که این «میزان رای ملت است» فقط از حیث قانونی و حقوقی موضوعیت دارد، حال آن که میزان رای ملت است، یک وجه مهم از گفتمان انقلاب اسلامی ایران است که آن را «جمهوریت» می نامیم. یعنی اگر مردم به طیفی که به هر دلیل و با هر کم و کیف، مورد تایید جناح دیگر نبوده اند رای دادند، نه می توان آن مردم را سرزنش کرد و نه هر گونه بی احترامی یا تحقیر به آن ها رواست، چرا که ناگهان و یک شبه این تغییر اتفاق نیفتاده است و بهتر و عاقلانه تر آن است که آن ها که موفق به کسب رای لازم از مردم نشده اند ، به دنبال بررسی دلایل و چرایی آن باشند.
پیام رهبر انقلاب را هر کس که پیرو حقیقی خط امام و رهبری است اگر کنار آن جملات و هجمه های علیه مردم بگذارد، نمی تواند حق را به صاحب آن ایده و تحلیل بدهد.
رهبری در بخش ابتدایی پیامشان به مناسبت حضور پرشکوه مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری می فرمایند:
«خداوند دانا و توانا را سپاس که در آزمون بزرگی دیگر، ملت آگاه و مصمّم ایران را به پیروزی رسانید؛ آنان توانستند برای سی و ششمین بار از آغاز انقلاب اسلامی، در انتخاباتی سراسری، با عزم راسخ و شور و نشاط بهیادماندنی، حضور یابند و سرنوشت کشور را در مقطع کنونی، رقم زنند؛ نمایندگان خود را برای تشکیل دو مجلس پر قدرت و پر اهمیت برگزینند و بار دیگرمردمسالاری دینی را در چهرهی درخشان و پر اقتدار خود به جهانیان نشان دهند.
ایران اسلامی به ملت خود میبالد و به استحکام مقرّراتی که این فرصتهای مغتنم را برای قد برافراشتن و تجدید قوای ملی فراهم آورده است، سر میافرازد.
اینجانب وظیفهی خود میدانم که از این لبیک عمومی به فراخوان نظام اسلامی سپاسگزاری کنم و پاداش و هدایت الهی برای مردمی که این جمعهی پر کار و پر شکوه را آفریدند مسألت نمایم. ...»
دوم- اگر این اظهار نظرهای عجیب، از حیث آمار و ارقام هم مورد مداقه قرار گیرند، مشخص می شود که خدای ناکرده نه مردم غرب زده بوده اند و نه عقب مانده و توسعه نیافته. بلکه سلایقشان را متناسب با نتایج و عملکردها و شرایط ، تغییر داده اند، همین.
آمار مشارکت مردم ایران در انتخابات دور گذشته ی مجلس یعنی مجلس نهم ۶۴ درصد بوده است، یعنی دو درصد بیشتر از انتخابات امسال. آمار مشارکت مردم تهران در انتخابات مجلس قبل (نهم) ۴۸ درصد بوده و در این دور، ۵۰ درصد. یعنی دو درصد مشارکت کشوری کاهش و دو درصد مشارکت در تهران افزایش یافته است. حال سوال این جاست که چطور که ۴سال قبل، وقتی همین مردم تهران به اکثریت قریب به اتفاق اصول گرایان رای می دهند،ویا در مجلس ششم به اصلاح طلبان ، توسط همین افراد مورد تجلیل قرار میگیرند اما امروز با نوعی تحلیل طبقاتی رای آنان مورد واکاوی نادرست قرار میگیرد؟
اکثر جریان ها، ، چه آن ها که رای آورده اند و چه نه، به رای مردم احترام گذاشته و معتقدند که مردم به هر دلیلی، اعتمادشان نسبت به طیفی کم رنگ و به طیفی دیگر پر رنگ تر شده، در تهران به یک صورت و در شهرستان ها به صورتی دیگر، در یک شهر بیشتر اصول گرایان را برگزیده اند و در شهری دیگر بیشتر اصلاح طلبان را و در برخی موارد هم مستقلین را. اما افرادیهستند که مقصر را همیشه در هر جا جست و جو می کنند جز خود؛ سوالی که پیش می آید این است که مثلا به هر دلیل و به هر ترتیب و با هر کم و کیفی، اگر مثلا در انتخابات شورای شهر پنجم در سال ۹۶ و یا انتخابات مجلس یازدهم و یا ریاست جمهوری دوازدهم یا سیزدهم، مردم تهران به نامزدی که مورد حمایت این افراد است رای دادند، چه پاسخی به این جنس استدلال ها و تفسیر رای مردم خواهند داشت؟
- - , .
برچسب:
نویسنده: خنجی