خرید بک لینک

کد مطلب: 336142

راهنمای کتاب/ «آنگاه به پایان رسیدیم»؛ جاشوا فریس؛ ترجمه علی فامیان؛ نیستان

سقوط امپراتوری بزرگ

علی اکبر شیروانی، 12 اسفند 1394

تاریخ انتشار : جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۵۰

«آنگاه به پایان رسیدیم»
نوشته : جاشوا فریس
ترجمه: علی فامیان
ناشر : نیستان، چاپ اول 1391
412 صفحه، 9500 تومان

این کتاب را شهر کتاب آنلاین تا یک هفته پس از معرفی، با ۱۰% تخفیف ویژه عرضه میکند، در صورت تمایل در اینجا کلیک کنید.

****

رویایی بود. قرار بود در بعد از ظهر یكی از یكشنبههای دوست داشتنی، وقتی پاها را روی هم انداخته بودند و داشتند تلویزیون تماشا میكردند، یا در زمین گلف توپ سفید پر خط و خال را به سمت سوراخ روانه میكردند، یا در یكی از مهمانیهای آن چنانی در حال سرو نوشیدنیهای هزار رنگ و طعم بودند، اتفاق بیفتد. وقتی وسط هفته، پشت میزهای مجللِ چشم نواز، خیره به صفحه كامپیوتر و تلفن به دست، نشسته بر صندلیهای با ابهتِ مدیریتی، یا در سالن پر ازدحام تالار بزرگ بورس دستها را پایین و بالا میبرند و حرص و جوش میخوردند و یا وقتی زیركانه سیاستهای جهانی را در راهروهای پر پیچ و خم معبد برفی رنگ رقم میزدند، واقعه اتفاق بیفتد. رویایی بود. رویای آمریكا.

ذهنمان پر شده بود از آمال و آرزوهایی كه در آن سوی اقیانوس آرام و در میان آسمان خراشهایی كه سقف آسمان را با نوك تیزشان دریده بودند، به واقعیت میپیوست. كشوری كه میلیونها آدم را از هر رنگ و مذهب و نژادی، متمدنانه بر پلههای ترقی مینشاند و بالا و بالا و بالاتر میبرد، بدون هیچ تبعیضی. سرزمینی آرمانی كه تقسیم زندگی در آن عادلانه بود و لذت، و تنها لذت بیشتر در پناه احترام به نوع بشر، فراهم میآمد. سرزمین دیگران. سرزمین دیگرانی كه فقط دیگران بودنشان برای احترام، افتخار، سروری و اصالت كافی بود.

اكنون اما رویایی كه قرار بود در یكی از آن بعد از ظهرهای یكشنبه و یا روزهای پر مشغله میان هفته، با حادثهای در خطر قرار بگیرد و با همدلی توده هزار رنگ، از آن رفع خطر شود نقش دیگری داشت. حمله موجوداتی خیالی از فضا یا حمله تروریستهایی كه فهم و دركی از تمدن نداشتند، خطری بود كه در پایان، برجهایی بلندتر و شادیهایی مستانهتر به سرزمین آرزوها میافزود. قرار این نبود كه چیزی از آن ابهت بیمانند كاسته شود كه هیچ، تمام چیزی كه آن یكشنبه یا روز كاری را، چون تلاطم آبی در لیوان پایه بلند كریستال جا به جا میكرد، باعث پایداری بیشتر آن میشد.

جوشوآ فریس در رمان «آنگاه به پایان رسیدیم»، روایتی دارد متفاوت و جذاب از سقوط امپراتوری بزرگ. حادثه از جهان دیگر نمیآید، از موجودات فضایی خبری نیست، تروریستهای شرقی نقشی در آن بازی نمیكنند و آن اوقات دوست داشتنی روزهای پر از شادی ایالات متحده، در شبكههای جهانی مخابره نمیشود. این بار صدای شكستن استخوان پرطنینتر به گوش میرسد، آنچنان كه گوش خود آمریكاییها و شكارچیان آرزوها را بیش از دیگران میآزارد. كارمندان یك شركت تبلیغاتی در شیكاگو از روزهای خوششان میگویند. دوران طلایی كه دوست میداشتند و نفرت میورزیدند، بهترین ماشینها را سوار میشدند و به خانهای ویلایی در حومه شهر میرفتند، شرط بندی میكردند و آخرین تغییرات مد را پیگیری میكردند و در آخر گاهی از آن همه دل خوشی كسل میشدند و به فكر تغییری در زندگیشان، مثل رفتن به معابد هند، میافتادند؛ فكری كه خیلی زود از خیر آن میگذشتند. همه اینها تبدیل شده بود به آن گذشته خوب و خوش و اكنون اضطراب بود و نگرانی. هراس از آن كه نفر بعدی كی گرفتار پرندهٔ شوم بیكاری و درماندگی میشود، و قرعه به نام كیست كه باید بیهدف و سرگردان كاری را كه سالها به آن خو گرفته است، رها كند و خیابان گَز كند. مسئله فقط بیكاری نیست، از آن مهمتر روابطی است كه دارد كمكم نقش بر آب میشود، آن دوستیها جای خود را به دشمنی میدهند و نفرتها چون دمل چركین سر باز میكنند.

فریس با زیركی، روایت داستان را از زبان اول شخص جمع بیان میكند، چرا كه خورهای روح جمع را میخورد. «ما لوس و ننر بودیم و حقوقهای آنچنانی دریافت میكردیم.» داستان راوی مشخصی ندارد. از زبان جمع آنچه را بر سر شركت تبلیغاتی كه زمان اوج خود را سپری كرده است و رو به افول است بیان میكند. از روزهایی كه رقابت تبدیل به حسادت و زیرآب زنی میشود. وقتی كسی اخراج میشود غم و شادی همزمان به سراغشان میآید، از سویی در حسرت روزهای پر آوازهٔ گذشته و از سوی دیگر شادان از آن كه هنوز هستند و میتوانند بمانند. ماندنی كه با سوسویی كمفروغ دلهایشان را امیدوار نگه میدارد، هر چند كه همزمان بازنمایی تمدنی است كه پشت عصبیتها و تنازعات رخ مینماید. فریس راوی آدمهاست، آدمهایی معمولی كه به سختی به پایان میرسند.

ترجمهٔ علی فامیان از کتاب ترجمه قابل قبولی است، گرچه شتابزدگیهایی در بخشهایی از آن به چشم میخورد که ویرایش مجدد و بازبینی متن بر ارزش های آن افزوده تر خواهد شد.

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

- - , .

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: جمعه 14 اسفند 1394 ساعت: 15:44

صفحه بندی