خرید بک لینک

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۱۰

رئیس خانه مداحان با ذکر خاطرهای از مرحوم فلسفی گفت: الان چند واعظ مانند آقای «فلسفی» داریم؟ آن مداحان کجا هستند؟ آن زمان باید کتاب مطالعه میxadکردند؛ الان اینترنت را باز میxadکنند، هرچه بخواهند برایشان حاضر است.

به گزارش فارس، از زمانی که برای اولینبار میان بزرگترها شروع به مداحی کرد تا به امروز بیشتر از نیم قرن میگذرد؛ حالا تهران با نواهای او آشناست و از صدایش مشهورتر، اشعاری است که با تخلص «میثم» بارها و بارها از حنجره دیگران شنیدهایم، استاد غلامرضا سازگار متولد سال ۱۳۲۰ شمسی در محله «آلوچو» قم است، مداحی را از سنین کودکی آغاز کرده، در عنفوان جوانی به شغل نانوایی مشغول بوده و به توصیه استادانش کاسبی را رها میکند و فقط و فقط به مداحی و شاعری میچسبد.

نخستین شعر وی درباره حضرت زهرا(س) بوده و همیشه این مثنوی که درباره صدیقه کبری(س) است را زمزمه میکند: ای بهشت قرب احمد، فاطمه/لیلةالقدر محمّد، فاطمه/ای خدا مشتاق یارب یاربت/ای سلام انبیا بر زینبت...

تاکنون ۳۵ مجموعه از اشعار، نوحهها و مراثى مختلفى از این ذاکر اهلبیت(ع) به چاپ رسیده که «نخلستان»، «شعله هاى نخل»، «نخل ماتم» و «آواى مجمع» از جمله آنهاست.

ای قدت سر تا به پا مرآت سر تا پای قرآن/ وی تو را پیدا همه اسرا ناپیدای قرآن

*استاد از سال ۵۳ برایمان بگویید، از ماجرای تأسیس «انجمن نغمهxadسرایان مذهبی» توسط مرحوم «مردانی»؟

-البته من از ابتدای سال ۵۳ با آقای مردانی آشنا نبودم، آشنایی من با آقای مردانی حدود سال ۵۴ بود که ایشان از مکه آمده بودند و ما دیدن آنها رفتیم و از آنجا با هم آشنا شدیم و در جلسه نغمهxadسرایان مذهبی شرکت کردیم، آن روز (قبل از انقلاب) اصلاً شعر مذهبی جایی نداشت. مرحوم مردانی که این جلسه را درست کرد تا جایی برای شعر مذهبی درست کند و اسمش را «انجمن نغمهxadسرایان مذهبی» گذاشت که امروز میxadگویند «آیینی».

در آن انجمن من، آقای ژولیده، آقای بابایی، آقای محمدی، آقای علومی و خیلی از دوستان دیگر بودند و شعرای اطراف هم میxadآمدند و گاهی سر میزدند یا آقای نوذری (نه نوذری معروف) بودند و باید ما آنجا شعر مذهبی و آیینی میxadخواندیم، شعر برای اهل بیت میxadخواندیم. آن روز آقایی که نامش را نمیxadآورم و از دستxadاندرکاران رژیم بود، گفت: من فکر xadکردم شعراء ترقی کردهxadاند، من میxadبینم هنوز بسمxadالله میگویند! یعنی کلمه بسمxadالله را باعث تنزل شعرا میxadدانستند.

در آن زمان شعر مذهبی و کلمه مذهب منفور یک عدهxadای بود، یک عدهxadای هم دوست داشتند، ولی جایی نداشتند که این حرفها را بزنند، ولیکن من یادم است، اشعار زیادی برای حضرت زهرا(س) میگفتیم، «ای قدت سر تا به پا مرآت سر تا پای قرآن/وی تو را پیدا همه اسرا ناپیدای قرآن» من برای حضرت زهرا خواندم و خیلی مورد تشویق واقع شد یا «اگر گیری وضو با آب زمزم/ اگر سجاده گردد عرش اعظم مبادا بر نماز خود بنازی/ولایت گر نداری بیxadنمازی» که شبیه این را مرحوم «آقاسی» هم داشت، خدا رحمتش کند.

گلستان شد جهان از قدم شاگردی/ ای خوش آن لحظه که از ره رسد استادش

یک مقداری هم آقای آقاسی هم در آن جلسه نغمهxadسرایان شرکت کرد، ولی دامن همت به کمر زد و با آن طبع بلندی که داشت، شعر آیینی را جا انداخت و من به او گفتم: آقاسی تو با این اشعارت، زبان اهل بیت هستی. بالاخره از آن زمان آقای مردانی بودند، امروز آقای مردانی خیلی به گردن شعر آیینی حق دارد.

*خاطرهxadای از آقای آهی و آقای نیشابوری در این انجمن نغمهسرایان مذهبی دارید؟

-شاید خاطرهxadای به نظرم نیاید، ولی خاطرات آنجا فقط شعر خواندن بود، همچنین ایرادهای ادبی و مذهبی را میxadگرفتند و یک خاطره از «ژولیده» دارم، آقای ژولیده با ما خیلی شوخی میxadکرد، ما هم با او مزاح میxadکردیم، ولی مزاحxadهای مؤدبانه و ایشان زبان گویایی داشت، یعنی طبع روانی داشت، یادم است وقتی حضرت امام(ره) آمد، هنوز آن جلسه بود و هنوز هم آن جلسه است، در یکی از مساجد سرآسیاب دولاب، من کمتر میxadتوانستم شرکت کنم، او گفت: «گلستان شد جهان از قدم شاگردی/ای خوش آن لحظه که از ره رسد استادش»! خیلی این شعر مورد تشویق قرار گرفت.

من به خاطر عشقی که میثم به مولایم داشت، تخلص «میثم» را انتخاب کردم

*چه شد که تخلص «میثم» را برای خودتان انتخاب کردید؟

-من دیدم این تخلص نادر است و شاید نایاب بود و ارادتی که من به میثم پیدا کردم، چون میثم بالای دار با دست و پای بریده برای امیرالمؤمنین مداحی کرد و من خواسته بودم روز مداح در روز شهادت میثم قرار بدهند، چون میثم وقتی خون از دست و پای او بالای دار ریخته میxadشد- آن زمان مانند الان نبود که طناب به دور گردن طرف بیندازند- دست و پایش را به طناب میxadبستند و سه، چهار روز بالای دار به سختی جان میxadداد تا از دنیا برود. خیلی سخت بود، میثم وقتی آخرین نفس را آن بالا میxadکشید، عبیدالله آمد و با نیزه به پهلویش زد و میثم جان به جان آفرین تسلیم کرد، بدن میثم را یک شب دزیدند و زیر نهر آبی دفن کردند که قبرش گم باشد، اکنون قبر میثم زیارتگاه است.

مردم سخنان میثم را میxadنوشتند، هر چند او شعر نمیxadخواند، ولی مدح حضرت امیرالمؤمنین را میxadگفت و میxadنوشتند، به عبیدالله گفتند: اگر میثم این گونه حرف بزند، برای تو خطر دارد، دستور دارد او را به گونهای به شهادت برسانند که مطابق با پیشگویی امام علی(ع) شد، امیرالمؤمنین به میثم گفته بودند، تو را میxadکشند و زبانت را قطع میxadکنند، البته عبیدالله دستور داده بود دست و پایش را ببرند، ولی زبانش را قطع نکنند تا حرف امام علی(ع) دروغ شود، خود عبیدالله بعد گفت: علی دروغ نمیxadگوید، بروید زبانش را قطع کنید یا لجام به دهان او بزنید.

بنابراین من به خاطر عشقی که میثم به مولایم علی(ع) داشت، تخلص میثم را انتخاب کردم، در ابتدا تخلصم «سازش» مخفف «سازگار» و بعدها تخلصم «میثم» شد.

*از چه سالی تخلصxad «میثم» را گذاشتید؟

-تقریباً از سال ۵۷، آن هنگام زمان اوجxadxadگیری انقلاب بود.

*خانه مداحان -با توجه به سمتی که در این مجموعه دارید- برای پالایش اشعار سخیف که در جامعه نشر پیدا کرده و مروج شیعه لندنی است، چه کارهایی انجام داده است؟

-یکی از اهداف این جلساتی که ما برگزار میxadکنیم، جلوگیری از اشعار سخیف است؛ یعنی بنده فقط درس نمیxadگویم، ۱۰ تا ۱۵ نفر مداح، باید ۱۰ دقیقه مداحی کنند، اگر کلمه سخیف در آن باشد، همانxad جا به او میxadگوییم، آقا این را که خواندی با مذهب شیعه تناسب ندارد و این بهترین کار است، چون بعضی جاها کلمات سخیف گفته میxadشود، بگوییم فلان مداح یا فلان مجلس فلان شعر را خواندهxadxadاند، اینها بچهxadهای بدی نیستند، خیلی بچهxadهای عاشقی هستند، اما روی عشق و علاقهای که دارند جاده خاکی میزنند، اینها را ما میxadگوییم بخوانند تا آنجایی که میxadشنویم به آنها میxadگوییم، ولی این موضوع یک وسعت بیxadانتهایی است، ولی همه را ما نمیxadتوانیم هدایت کنیم.

*میxadگویند اشعار آیینی در سالxadهای اخیر رشد کیفی خوبی داشته است، درست است؟!

قویxadترین شعرها را شعرای آیینی میxadگویند، شعرای غیرآیینی امروز در مقابل شعرای آیینی ضعیف هستند

-بله !قدیم شعرا اصلاً شعر آیینی را قبول نداشتند و گفته بودند شعرای آیینی و مذهبی ضعیف هستند. در جلسهxadای من جواب دادم، حرف شما معنایش این میxadشود که شعرای قوی لامذهب هستند، شما که شاعر قوی هستید بیایید برای اهلxad بیت(ع) بگویید، یک شاعر اگر بخواهد برای یار خیالیxadاش شعر بگوید: «پیکرتراش پیرم و با تیشه خیال یک شب تو را ز مرمر شعر آفرید»، خیلی شعر زیبایی است، ولی آن قدر ممدوح را بالا برده است که شعرش را به آن بچسباند، ولی درباره اهلxad بیت(ع) و امیرالمؤمنین(ع) ما هر چه شعر را بالا ببریم، به علی و ممدوح نمیxadرسیم.

لذا امروز من با جرأت میxadگویم قویxadترین شعرها را شعرای آیینی میxadگویند، شعرای غیرآیینی امروز در مقابل شعرای آیینی ضعیف هستند، شعرای آئینی ۳۰ سال پیش ضعیف بودند، ولی امروز به برکت اهلxad بیت و به برکت شعر آیینی، شعرای قویای داریم، مانند آقای شفق، آقای مجاهدی، آقای احتشامی، آقای فرید اصفهانی، آقای معیّر و بعضی از شعرای تهران، آقای اسفندقه و شعرای قوی دیگری که من نامشان را یادم نیست. به وضوح میگویم اینها از شعرای غیرآیینی امروز ما بهتر شعر میxadگویند.

*در مجالس اول سخنران صحبت میxadکند و بعد مداح شروع به صحبت میxadکند. از دیدگاه خانه مداحان این سخنرانی روحانیون در ابتدای مجالس چقدر ضروری است؟

-البته در بعضی از مجالس اول مداح میxadخواند و مجلس را برای سخنران آماده میکند، مانند ما که قبل از آقای فلسفی میxadخواندیم و بعد ایشان منبر میxadرفت و بعد از آقای فلسفی، یک واعظ مصیبتی که آقای فلسفی خوانده است را میxadگرفت، قدیم رسم این گونه بود، الان هم رسم تقریباً همین است، ولی در جامعه مداحان چون ۱۰ تا ۱۵ مداح میخواهند بخوانند یک واعظ قبل آن صحبت میxadکند، بعد مداحxadها میxadخوانند.

*اینکه حتماً باید سخنران باشد چقدر ضروری است، اینکه مداح در کار سخنران دخالت نکند؟

-مداح مداحی خودش را میxadکند و در کار سخنران دخالت نمیxadکند، البته مداحی که سواد داشته باشد، مرحوم علامه وقتی آقا بالای منبر میxadرفت، هر چه آقا میxadگفت میxadآمد بالا منبر میxadگفت، آقا این را گفتند شعرش این است، درباره غیبت گفتند شعرش این است، درباره دروغ گفتند شعرش این است، چند مداح این گونه داشتیم، انگشتxadشمار بودند، الان نمیxadدانم «حاجxad اکبر کاظمی» است که هیچ وقت تن به مصاحبه نداده و نمیxadدهد، حتی به او گفتم حاج آقا این مصاحبهxadها بگذارید بعد از خودتان بماند، قبول نمیxadکند.

۴ نفری که در مداحی یکهتاز بودند

*این علامه گفتید منظورتان چه کسی بودند؟

- علامه مداح؛ به او حاج علامه میxadگفتند. «حاجxad حسن آقای محمدی» و «حاجxad احمد شمشیری» اینها ۴ تا بودند، من نفر پنجمی در اینها ندیدم، اینها واقعاً مداح بودند. آقای شمشیری روی منبر میرفت، هر چه آقا میxadگفت با شعر میxadخواند و همیشه هم گله میxadکرد که چرا مداحان کار نمیxadکنند، ولی خیلی زمانه فرق کرده است و داریم از غصه دِق میxadکنیم که الان زمانی شده که یا از روی موبایل میxadخوانند، یا کاغذ دست میxadxadگیرند و میxadخوانند. یک پیرزن هم میxadتواند کاغذ دستش بگیرد و بخواند اینکه کار سختی نیست، «مرشد اسماعیل» ۹۰ شب حضرت زهرا(س) میxadخواند، یک شب، یک خط شعرش تکراری نشد، مرحوم «رستمxadآبادی» به او گفتند شما درباره خطبه حضرت سجاد(ع) شعر دارید، ۴ ساعت پشت سر هم منبر رفت، از خطبه حضرت سجاد شعر خواند، ما چنین کسانی را داشتیم. «حاجxad حسن محمدی» یکی از آقایان علما میگفت یک سال او هر روز با من منبر داشت، او در این یک سال یک خط شعر تکراری نخواند.

حالا آن مداحان کجا هستند؟ چند تا واعظ مانند آقای «فلسفی» الان داریم؟ آن زمان باید کتاب مطالعه میxadکردند، الان اینترنت را باز میxadکنند هر چه بخواهند برایشان حاضر است، مانند سفره بازی است که نان در آن سفره قرار گرفته است، ولی در عین حال ما تنبل شدیم، نمیxadدانم چرا؟

سازمان امنیت گفته بود «سازگار» را هر جا دیدید با تیر بزنید

*مجالسی که قبل از انقلاب بوده، اگر بخواهیم یک مقایسهxadای داشته باشیم، چه تفاوتی را در میان جامعه مداحان حس میxadکنید؟

-تفاوتش این است که امروز اگر مداحان دامن همت را به کمر بزنند، حق را میxadتوانند بگویند، کسی جلوی آنها را نمیxadگیرد، ولی در زمان رژیم سابق حتی بعضی از مداحان ما شجاعانه با اشعاری که به نظام میxadتاختند، روی منبر میxadرفتند، مثلاً این برای مسلم است «این کوفه شهر مردگان است/زیر فشار این و آن است/دست اجانب در میان است» «گمگشته کربلا/فیضیه قتلگاه/شد موسم یاری مولانا الامام خمینی» که روز ۱۵ خرداد قم را لرزاند، مداحان آن روز شعرهای حماسی میxadخواندند و جانشان را کف دست میگذاشتند.

به ما میxadگفتند شاه را دعا کن و ما زندان را به جان میxadخریدیم، البته من سعادت زندان رفتن نداشتم، ولی اشعار من کاری کرد که آقای «جواد ملاحیدر» شاهد است، سازمان امنیت گفته بود «سازگار» را هر جا دیدید با تیر بزنید، حکم تیر مرا داده بود، این سعادت را نداشتیم که آن زمان شهید شویم، ولی تا این اندازه مداحان جلو میxadرفتند، یا کلمه «ای شاه خائن آواره گردی» این برای آقای صالحی بود.

خدا حفظ کند آقای قرائتی را که یک مقدار نماز را در عزاداریxadها ترویج داد

*در مجالس شما نماز چقدر جایگاه دارد و مداحان چقدر به این امر مهم توجه میxadکنند؟ شما اشاره به تقوا کردید، از شاخصهای تقوا نماز است؟!

-خدا حفظ کند آقای قرائتی را که یک مقدار نماز را در عزاداریxadها ترویج داد، الان نگاه کنید در روز عاشورا تمام هیأتxadها سر ظهر که میxadشود هیأتxad را تعطیل میxadکنند و با وضو به هیأت میxadروند و مهر همراه خود دارند، حالا شاید بعضی از هیأتxadها همکاری نکنند، ولی اکثراً این کار را میxadکنند و این کار را آقای قرائتی انجام داد که من خیلی برای ایشان دعا میxadکنم و بسیار در مجالسی که ما خودمان داشتیم، مثلاً عید غدیر بوده، ما جشن گرفته بودم، الان در هیأت خود مداحان هنگامی که اللهxadاکبر ظهر را میxadگویند به نماز میایستند، بعد اگر هیأت میxadخواهد ادامه داشته باشد، بعد از نماز هیأت را ادامه میدهند، منتها بعضی از هیأتxadها متأسفانه این طور نیست.

فقط به خاطر کهولت سن از آن جلسه بیرون آمدم

*هیأتی که در خانه برگزار میxadکنید از چه زمانی برگزار کردید؟ آیا قائم به حضور شماست یا هیأت أمنایی است؟!

-مجمعxadxadالذاکرین را در اوجxadگیری انقلاب تشکیل دادیم، تقریباً انقلاب تازه شروع شده بود، بچهxadها میxadآمدند از من شعر میگرفتند، میxadگفتیم صبحxadهای جمعه بیایید، منزل ما هم یک صبحانهxadای میxadخوریم و هم شعر رد و بدل میxadکنیم، کمxadکم دیدیم جمعیت زیاد شد، گفتیم پس بیاییم این جلسه باشد و جلسهxadای به نام مجمعxadالذاکرین گرفتیم، آن جلسه تا یک سال اخیر هم با شرکت من وجود داشت و من هم به خاطر کهولت سن از آن جلسه بیرون آمدم و یک مقدار هم رفقا گله کردند که شما چرا نمیxadآیید، گفتم دیگر نمیxadتوانم، بعد از آن هم حدود ۳۰ تا ۳۵ سال در این جلسه زحمت کشیدم و فقط به خاطر کهولت سن از آن جلسه بیرون آمدم و الان هم اگر وقت کنم ممکن است یک دفعه بروم، بعضیxadxadها فکر کردند من با این بچهها قهر کردهxadام، نه این طور نیست، ولی در عین حال در منزل خودمان یک جلسهxadای شبxadهای پنجشنبه گرفتیم و آنجا دیگر ایاب و ذهاب ندارد و من را خسته نمیxadکند. نمیxadدانم همه این طرف آمدند! ولی آنها هم جلسهxadشان را دارند.

آقای سازگار با اشعارشان عرش را با فرش با هم متصل میxadکنند

*خاطرهxadای از این مجمعxadالذاکرین ندارید؟

-خاطره اولم این بود که آقا وقتی رئیسxad جمهور بودند، دستور دادند و از مداحان دعوت کردند و مداحان هم از خدا خواسته نزد آقا رفتند و تا امروز که آقا به رهبری رسیدند، الان نزدیک ۳۰ سال گذشته است، ما هر سال، روز ولادت حضرت زهرا(س) این سعادت را داشتیم که خدمت مقام معظم رهبری برسیم و شیرینxadترین خاطره من این بوده که آقا در یکی از سخنرانیهایشان که پخش هم شد، فرمودند: آقای سازگار با اشعارشان عرش را با فرش با هم متصل میxadکنند.

*دیدار خصوصی هم داشتید؟!

یک روز به آقا عرض کردم که آقا بعضی از جملات را بعضی از مداحان میxadگویند که سخیف است، فرمودند: اینها غرضی ندارند، اینها را باید نصیحت کرد

-بله! روضهxadهای خصوصی آقا رفتیم، یک روز به آقا عرض کردم که آقا بعضی از جملات را بعضی از مداحان میxadگویند که سخیف است، فرمودند: اینها غرضی ندارند، اینها را باید نصیحت کرد و با زبان خوب اینها را نصیحت کرد و با اینها کنار بیایید.

یک خاطره دیگر از آقا دارم، اینکه عروسی فرزند آقا بود، آقا فرموده بود که من را دعوت کنند که شعر عروسی حضرت زهرا(س) را در آن مجلس خوانده شود، اولاً بگویم در آن مجلس باور کنید اگر یک کارگر میxadخواست برای دخترش عروسی بگیرد، بهتر از عروسی دختر آقا بود! (یعنی انقدر ساده بود) یک چند نفری از شخصیتxadها در آن مجلس بودند، میوه هم یک نارنگی، یک پرتقال و یک خیار در بشقاب کوچک بود و شام هم که حدود ۸۰ نفر بودند فقط مرغ و برنج، حتی نوشابه هم نبود، الان عروسیهایی که میxadگیرند با نداری مردم از زمان طاغوت هم آن طرفxadتر رفته، من کاری ندارم، ولی عروسی فرزند رهبر این گونه بود.

من به آقا گفتم، آقا میxadخواهم یک جمله خدمت شما عرض کنم -یک خاطره شیرینی برای من بود- اولاً رفتم دست آقا را ببوسیدم، آقا گفت بگذار اول من شما را ببوسم و بعد یک جملهxadای گفتم که یک لبخندی به لب آقا بیاید، گفتم یک پیرمردی آمد جلوی حضرت موسیxad بنxad جعفر(ع)، سه خط شعر خواند، عید بود، هدیه زیاد برای امام کاظم(ع) آورده بودند، بعد آقا فرمود: هر چه هدیه آوردند، به ایشان بدهید، گفتم: حضرت آقا آن هدیه به خاطر سه خط شعر بود، من ۳۰ خط شعر در محضر شما خواندم. چه به من لطف میxadکنید؟ آقا هم فرمود: میxadبینید که برای ما هدیه نیاوردهxadاند.

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 17:09

صفحه بندی