هیچ وقت شما نخواهید توانست محصولی را در بازار پیدا کنید که از تمام لحاظ عالی و بدون ضعف و نقص باشد. در بازار خودروها نیز چنین شرایطی برقرار است و هر خودرو نقاط ضعف و قوتی دارد که مشتری بر اساس نیاز خود بین خودروها سبک سنگین می کند. اینجا با نقاط ضعف خودروهای دوست داشتنی موجود در بازار آشنا می شویم.
خودرویی که هندلینگ متوسطی دارد چقدر قدرت باید داشته باشد؟ همچنین باید به این نکته هم توجه داشت که پیشرانه بزرگی وزن خودرو را نیز بالا میبرد و عملکرد دینامیکی آن را تحت تاثیر قرار میدهد.
تمام جزئیات و ملاحظاتی را که کارشناسان خودرو و مشتریان مد نظر دارند باید توسط تولید کنندگان رعایت شود. اما بالاتر از تمامی این موارد ممکن است در یک شرکت روی نکات کوچک نیز بین مهندسان، سهامداران و مدیران پروژه اختلاف نظر وجود داشته باشد همانطور که در صنایع خودروسازی و مشتریان تفاوت و اختلاف وجود دارد.
در بازار خودرو دو دسته خودروی بد و خوب وجود دارد که خوشبختانه امروزه بخش خودروهای بد نسبت به گذشته بسیار کوچک شده است. اما هنوز هم در خودروهایی که محبوبیت زیادی دارند، بخشهایی وجود دارد که خوشایند نیستند. در ادامه هشت خودروی جذاب را در کنار نکات منفی هر یک معرفی میکنیم.
آلفارومئو 4C

مشکل زمانی بوجود میآید که پیست یا جاده پیچ در پیچ برای دریفت زدن وجود نداشته باشد. در این حالت تمام نقاط قوت این خودرو به نقطه ضعف تبدیل میشوند. سواری این خودرو مانند درشکه خشک میشود، پیشرانه درست پشت سر راننده صدای تق تق و ناله میکند و فرمان در سرعتهای پایین خیلی سفت احساس میشود. برای پیاده یا سوار شدن باید زحمت زیادی بکشید و فضای داخلی نیز بسیار کمارزش و پلاستیکی به نظر میرسد. آلفارومئو 4C خودروی فوقالعادهایی است اما برای استفادهی روزانه افتضاح است.
شورولت کوروت

اگر شما تا کنون کوروت C7 را تجربه نکردهاید، میتوان گفت که هیچ اطلاعی از یک کوروت واقعی ندارید؛ این خودرو بسیار راحت است و سواری آن کاملا بهبود یافته است. صندلیها در کلاس جهانی هستند. رانندگی شما را اذیت نمیکند و جنس تزئینات داخلی در حد قیمت این خودرو خوب است. حتی مدل پایه این خودرو به قدری قدرت دارد که تنها در مدت زمان ۳.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت میرسد. اگر با آن در جاده پر پیچ و خم رانندگی کنید یا وارد پیست بشوید، پیشرانهی توانمند خودرو چنان قدرتی را به چرخها وارد میکند که لبخند روی لبانتان مینشیند. به جز تمامی این موارد، نسبت قیمت به قدرت در این خودرو دست نیافتنی است.
مشکل این خودرو واقعا چیست؟ در واقع این خودرو هیچ مشکلی ندارد به جز اینکه خریدن کوروت برای دهها سال یک ننگ بود. برخی ممکن است به کوروت مانند یک جت جنگنده پیشرفته که در خیابان حرکت میکند، نگاه کنند. شاید شما واقعا این خودرو را بخواهید اما این خودرو برای شما پرستیژ نخواهد داشت. کوروت فوق العاده است؛ اما باعث میشود دیگران فکر کنند که شما از آن دسته از بچههایی بودید که در دوران مدرسه همکلاسیهای خود را اذیت و آزار میکردید.
شورولت کامارو

شاید کامارو عیبدارترین خودروی این لیست باشد؛ مهمترین مشکل این خودرو که میتوان به آن اشاره کرد کوچکی شیشههای کناری است که ارتفاع زیاد در خودرو و سقف کوتاه باعث آن شده است. صندلیهای عقب طراحی مناسبی ندارند و صندوق عقب نیز بسیار کوچک است. تزئینات داخلی این خودرو نسبت به مدل قبلی ارتقا پیدا کرده است اما هنوز هم در سطح تزئینات داخلی خودروهای با این قیمت نیست. اما با وجود تمامی این موارد، شورولت کامارو خودرو دوست داشتنی است.
بامو M4
هیچ شکی در این نیست که نسل کنونی بامو M4 با پیشرانهی شش سیلندر خطی توربوشارژ از آخرین نسل M3 با پیشرانهی V-8 در پیست سریعتر است. این مسئله چندین دلیل دارد که یکی از آنها انتقال بیشتر گشتاور به چرخها است. این که M4 چقدر قدرت دارد اهمیتی ندارد؛ شتاب این خودرو عالی است و تنها در ۳.۹ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت میرسد.
بخش ناخوشایند
M4 دوستداشتنی است اما نه به اندازهی نسل قبلی کوپهی اسپرت بامو. دلیل این موضوع هم این است که خودرو، راننده را درگیر نمیکند. به راحتی نمیتوان رفتار چرخها را به خصوص در آستانهی دریفت زدن، پیشبینی کرد. نکتهی دیگر این است که انتخاب حالت رانندگی در این خودرو امری دشوار است. مثلا در حالت اسپرت پلاس خودرو بسیار خشن است رفتار جنگندهای دارد و در حالت راحت، تمام قدرت خودرو از بین میرود. اما ممکن است بدترین بخش این خودرو صدای تولیدی آن باشد؛ M4 صدایی مانند تراکتور دارد نه صدای یک هیولا که انتظارش را داریم.
کادیلاک CTS

کادیلاک CTS یک خودروی اسپرت سدان است که رقبای اروپایی خود مانند را به چالش میکشد. این خودرو هندلینگی مانند خودروهای کوچک دارد و قدرتی در حد نمونههای بزرگ و عظیم. CTS درسهایی برای بامو سری ۵، مرسدس کلاس E و آئودی A6 دربارهی انتقال احساس رانندگی به راننده دارد. در راس محصولاتی خانوادهی CTS، نمونهی توانمند CTS-V قرار دارد که پیشرانهای V-8 با ۶۴۰ اسب بخار دارد. به طور خلاصه این خودرو شیطان پیست است.
تجربهی کار با سیستم سرگرمی کادیلاک CTS خیلی جذاب نیست؛ این سیستم عملکرد کرندی دارد و گاهی انجام کارهای بسیار ساده مانند انتخاب یک شبکهی رادیویی با آن بسیار پیچیده است. همچنین کار با کلیدهای کنترلی که زیر صفحه نمایش قرار گرفتهاند، جذاب نیست. کار با آنها بخاطر لمسی و بودن سخت و نادقیق است.
پورشه پانامرا

متاسفانه پورشه برای ایجاد فضای داخلی بزرگ مجبور شده که امتیازهایی را فدا کند. مدیر پورشه وندلین ودیکینگ اعلام کرد عقب خودرو باید فضای کافی داشته باشد. این موضوع باعث شد که خودرو کمی ناموزون به نظر برسد. البته نباید از طراحی زیبای پانامرا چشم پوشی کرد. در داخل خودرو نیز سیستم سرگرمی آن قدیمی است و کنسول وسط مملو از دکمه است. به همین دلیل زمان زیادی نیاز است تا سرنشینان عملکرد آنها را کشف کنند. البته این مشکلات در نسخهی ۲۰۱۷ پانامرا رفع شده است.
سوبارو BRZ/ تویوتا 86

ما با بخش آخر گفتههای مسئولین سوبارو و تویوتا موافق هستیم؛ اما مهم نیست که خودرو چقدر سبک باشد. کاربران خودروهای اسپرت توان بالای پیشرانه را در اولویت اول خود میخواهند؛ آسانترین راه نیز برای حل این مشکل اضافه کردن توربوشارژ است. سوبارو BRZ STI را تصور کنید که با ۲۵۰ یا حتی ۳۰۰ اسب بخار قدرت به چه هیولایی تبدیل خواهد شد.
تسلا مدل اس

اما چند مسئله وجود دارد. تسلا تازه شروع به کار کرده است؛ به همین دلیل هنوز با پیچ و خم تولید خودرویی بینقص آشنا نیست و محصولات آن مشکلاتی دارند. به طور مثال آپشنهای تسلا مدل اس نسبت به رقبا ناکافی و ضعیف است. تسلا خودروهای خود را را با قیمتی بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار دلار میفروخت در حالی که کنسول مرکزی آن مشکلات زیادی داشت. البته مشتریان تسلا اهمیت زیادی به این دسته از مشکلات نمیدهند و از قوای الکتریکی، توان مناسب و سیستم رانندگی خودران خودروی خود لذت میبرند.
برچسب:
نویسنده: خنجی